تبلیغات
آسمون - قصه

آسمون

امشب از لعل لب و زلف کج و سرو سهی هیچ نگویم

از گذر در ره پر پیچ و خم و پست و بلندی که بَرَد هوش مرا هیچ نگویم

      حرف من قصه ی یک زندانیست

       او که هر ثانیه اش فکر رهایست


نوشته شده در سه شنبه 9 خرداد 1391 ساعت 09:59 ق.ظ توسط hadiseh نظرات |


آخرین مطالب
» انتخاب
» مردودممم
» و پیامی در راه
» شمارش معکوس
» چمن چینی
» خدا...
» زندگی 0و1
» زندگی
» شاید...
» دوشیزه ماه
» END or ILY
» اشتباه
» می دانی؟!
» با چراغ گرد شهر
» جز حضور تو

Design By : LoxTheme.com