تبلیغات
آسمون - روزگار قریب

آسمون

روزگارغریبیست نازنین
  دیگرآسمان آبی نیست
  ستاره ای نیست
  باغی نیست درختی نیست حیاطی نیست حوضی نیست
  مادربزرگی نیست تاقصه بگوید
  مادربزرگهارابه خانه سالمندان برده اند
  وآنتنها بجای آنهاقصه میگوید
  دیگردرختی نیست تاپرنده ای روی ان آشیان کند
  دلم برای پرندها میسوزد
  که اگر زنده بمانند
  بایدروی انتنهاآشیان کنند
  روزگارغریبیست نازنین
  عشق مرده زندگی افسرده
  لاشه عشق زیرآوارکینه هاپنهان است
  ولاشه زندگی زیرآواردست آوردهای علم
 نفسهای آخررا میکشد
 انسانها دیگرانسان نیستند
 عروسکهایی متحرکند
 که دررویای رسیدن به آرزوهای حقیرخود
 ذره ذره میپوسند
 درزندانهای سیمانی محبوسند
 چشم اندازشان دیواروسهمشان ازبهار
 تنها یک گلدان است
 پشت پنجره ای غبارآلود
 روزگاری غریبیست نازنین
 روزگاری غریب

حسن تنگسیری


نوشته شده در چهارشنبه 7 تیر 1391 ساعت 02:40 ب.ظ توسط hadiseh نظرات |


آخرین مطالب
» انتخاب
» مردودممم
» و پیامی در راه
» شمارش معکوس
» چمن چینی
» خدا...
» زندگی 0و1
» زندگی
» شاید...
» دوشیزه ماه
» END or ILY
» اشتباه
» می دانی؟!
» با چراغ گرد شهر
» جز حضور تو

Design By : LoxTheme.com